روزهای اول شکفتن گلمون
از کجا شروع کنم ناز مامانی که از وقتی اومدی شیرینی زندگی من و بابا احمدت صد چندان شده.ناز گل ما صبح 1 روز زمستونی_بهاری تو اتاق سبز عمل زیر سایه خدای مهربون اولین ونگ ونگشو سر داد ومن و باباییشو کرد مامان و بابا! دکتر نوزادان همون روز معاینت کرد ووضع عومیت خوب بود.فرداشم واکستهای بدو تولدتو زدن و ساعت حدود 1و30 دقیقه 5شنبه 25 اسفند بود که اومدیم خونمون.
و اینطری بود که پا گذاشتی تو زندگیمون و ما شاد از بودنت و مامانی "پیش خودمون بمونه" تگران و دلواپس از این اتفاق تازه
که بیشترش به این خاطر که آیا میتونم از عهده مسئولیتی که خدا لایقم دونسته و به عهده ام گذاشته بربیام یا نه؟ که به لطف خودش و عسل بودن تو هرروز که میگذره بیشتر خدارو شاکد میشم به خاطر عطا کردن فرشته ای چون تو به ما بنام امیرعطا.

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



روزهای اول شکفتن گلمون
